مرتضى مطهري
170
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
توحيد - فطرت عشق شاعر ( ؟ ) : چندين هزار ذره سراسيمه مىدوند در آفتاب و غافل از آن كآفتاب چيست . اقسام توحيد 1 . معمولًا توحيد را به چهار قسم تقسيم مىكنند : توحيد ذات ، توحيد صفات ، توحيد فعل يا توحيد خالقيت ، توحيد در عبادت . توحيد ذاتى : توحيد در ذات عبارت است از اينكه در مقام ذات و مرتبهء ذات براى خدا شريك و ندّ و مثل نيست : * ( ليس كمثله شىء ، و لم يكن له كفواً احد ، و له المثل الاعلى . ) * در قرآن كريم خداوند حق مطلق و غيرخدا باطل خوانده شده است : * ( ذلك بأن الله هو الحق و انه يحيى الموتى ) * ( سورهء حج ، آيهء 6 ) . همچنين است آيهء * ( هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن ) * و آيهء * ( هو الله فى السموات و فى الارض ) * . و نيز : * ( و ردوا الى الله موليهم الحق و ضل عنهم ما كانوا يفترون . ) * در دفتر « مبدأ و معاد » سخن فارابى را در اطلاقات كلمهء حق نقل كرديم . به هر حال اينكه قرآن كريم خداوند را حق مطلق معرفى مىكند اشاره به توحيد ذاتى است . توحيد ذاتى البته مراتب و درجاتى دارد . ساده ترين مراتب آن اين است كه غير خدا هرچه هست مفتقر و ممكن الوجود است ( 1 ) ولى
--> ( 1 ) به عبارت ديگر : اختصاص وجوب وجود به خدا ، و اين معنى را اغلب اينطور تصور مىكنند كه فرق واجب و ممكن به اين است كه وجود را واجب از خود و ممكن از غير دارد ، آنچه را واجب دارد ممكن هم دارد با اين تفاوت كه ممكن از غير به او رسيده . حتى تصور حكماى اصالة الماهيتى تقريباً همين است ، زيرا وجود را نه حقيقت و به طريق اولى نه مشكك مىدانند . و از آن رسواتر عقيدهء متكلمين است كه عالم را حادث و براى آن محدث قائلند آنچنان كه هر بنايى بنّايى و هر دوخته اى دوزنده اى دارد ، چيزى كه هست « يك بنّا » بيشتر در اين بنا دخالت نداشته است . و بعضى مثل مجلسى مىگويند دليل عقلى كافى بر توحيد ذاتى نداريم ، تعبداً و به حكم قرآن و روايات مىپذيريم .